عبري ترجمه كند. اين كلمات حاكي از آن است كه احتمالاً اين نخستين ترجمهٴ او بوده و بنابراين تاريخش به سال 1367 نزديك است.
3) ترجمهٴ مثالهاي پزشكي يا قواعد عمومي كه آرنولد ويلانوايي در سال 1300 در مونپليه به فيليپ زيبا اهدا كرده بود. ترجمه تاريخ 1348(؟) را داراست كه احتمالاً بايد 1378 خوانده شود.
4) مقدمه براي جواني. ترجمهٴ بخشي از كتاب درسي ژرار دو سولو (چهاردهم ـ 1) براي دانشجويان مونپليه. او تنها بخش مربوط به تبها را در سال 1379 در مونپليه (يا آرْل) ترجمه كرد و بقيه بهوسيلهٴ لئون يوسف كاركاسوني در حدود 1402 ترجمه شد. برايم روشن نيست كه آيا اين
مقالهٴ درباب تبها را بايد رسالهٴ جداگانهاي دانست يا بخشي از كتاب
مقدمه براي جواني بوده است.
5) ترجمهٴ گوارندهها و مسهلهاي آرنولد ويلانوايي در 9 فصل كه در سال 1381 در آرْل انجام گرفته است. همين متن را در سال 1394 طُدرُس بن موسي يوم ـ طُب ترجمه كرد. ظاهراً اصل لاتيني آن گم شدهاست.
6) ترجمهٴ ابيگدُر از مقالهٴ نهم كتاب المنصوري رازي از روي ترجمهٴ لاتيني (ژرار كرمونايي) همراه با شرح ژرار دو سولو.
7) ترجمهٴ مقالات در منطق پدروي اسپانيايي. از اين رساله كه در سدههاي ميانه شهرت زيادي داشت ترجمههاي عبري ديگري در دست است.
8) شرح تلخيص ابنرشد از سه بخش اول ارغنون، يعني ايساغوجي، قاطيغورياس و باري ارمينياس. مسلماً اين شرح براساس يك ترجمه بوده، چون دليلي حاكي از عربي دانستن ابراهيم در دست نيست.
9) در سال 1399 (نه 1393)، در آرل به پسرش سليمان براي ترجمهٴ درباب احكام نجوم آرنولد ويلانوايي كمك كرد.
سليمان ابيگدُر
سليمان بن ابراهيم ابيگدر، مترجم لاتيني به عبري از يهوديان پرونس. در سال 1384 (يا 1378؟) ظاهراً در آرْل زاده شد. دو ترجمه به نام اوست
1) روشهاي داوري در 17 فصل. ترجمهٴ جامع احكام نجوم آرنولد ويلانوايي. اين ترجمه را در سال 1399 در پانزده سالگي بهياري پدرش انجام داد (بنابراين سال تولدش 1384 بوده است)، ولي سالكيند عقيده دارد سال ترجمه 1399 است.1 همين كتاب را قبلاً يهودا كَبرِت (قَبرِط) در سال 1381 به طور ناقص به عبري ترجمه كرده بود.